کد خبر: ۷۴۰۷۸۱
تاریخ انتشار: ۱۲:۳۹ - ۱۶ فروردين ۱۴۰۴

همشهری: فقط ترسو‌ها حرف از مذاکره می‌زنند!

مدیرمسئول روزنامه همشهری در سرمقاله امروز به حامیان مذاکره با آمریکا تاخت و آنها را ترسو خواند و نوشت: این‌روزها کسی به جهت اعتقادی از مذاکره با آمریکا دفاع نمی‌کند. چرا؟ همان تعبیر ساده و حکیمانه رهبر انقلاب؛ دلیل: تجربه. فرمودند مذاکره، هوشمندانه و عاقلانه و شرافتمندانه نیست. رئیس‌جمهور کشور نیز به ترامپ می‌گوید ما با تو مذاکره نمی‌کنیم، هر غلطی خواستی بکن. پس اینها که دم از مذاکره و دل‌دادن به ترامپ می‌زنند چه کسانی هستند؟ ترسوها.

دو سؤال؛ اول اینها را چطور بشناسیم و دوم اینکه چطور کمک‌شان کنیم؟

دقت کرده‌اید برخی در رسانه‌های اجتماعی به‌شکل جنون‌آوری اخبار تهدیدآمیز دشمن را توزیع می کنند و ضریب می‌دهند؟ مثل اینکه آمریکا بمب‌افکن‌های جدید وارد اقیانوس هند کرد یا ترامپ برای چهارمین بار تهدید کرد و غیره.

این افراد را با این نشانه‌ها هرجا دیدید بدانید وحشت سیاسی و کپ تحلیلی کرده‌اند و دلسوزانه باید کمک‌شان کرد. چه نشانه‌هایی؟

اولا کلا «سوگیری منفی» دارند؛ یعنی درباره هر چیزی نظر دهند وجه منفی ماجرا را می‌بینند. دوم اینکه در چاله «سوگیری تأیید» هستند؛ یعنی می‌گردند برای ترس‌شان دلیل و شاهد خبری پیدا کنند. سوم گرفتار «اثر لنگر» ند؛ یعنی نخستین خبری را که به‌دست‌شان می‌رسد، باور می‌کنند و جلوتر نمی‌روند. چهارم در دست‌انداز «تعمیم هیجانی» زمینگیر می‌شوند؛ مثل مار‌گزیده‌ای که از ریسمان سیاه و سفید می‌ترسد. درنهایت اینکه در تله «سوگیری در دسترس» هستند. ترس باعث می‌شود چیزهایی را که راحت به ذهن‌شان می‌رسد، باور کنند و خیلی توان و قدرت استدلال نداشته باشند.

روشن است که این گروه با گروه‌های سنتی طرفدار مذاکره فرق دارند. آن گروه‌های سنتی یا نگاه‌شان اصلاح شده است یا داد و فغان مذاکره‌شان از سر کاسبی سیاسی بوده ‌که این روزها دیگر بازاری ندارد و لذا خبری از آنها نیست. گروه جدید حقیقتا ترسیده‌اند و بخش احساسی مغزشان باعث شده قشر پیشانی ذهن که نقش منطق و استدلال را بازی می‌کند، قفل شود.
اما چه کمکی به این افراد باید کرد؟

نشان‌دادن واقعیت‌های ساده؛ انتظار نداشته باشیم با تحلیل‌های عمیق سیاسی و دیپلماتیک یک‌شبه ارتباط بگیرند. استدلال‌های ساده مسیر را برای استدلال‌های عمیق‌تر باز می‌کند.
تهدیدات آمریکا پوچ است و بی‌اثر به چند دلیل ساده

اولا  ایران دیگر ایران 40سال قبل و بلکه یک سال قبل هم نیست؛ هم تحریم‌ها را پشت سر گذاشته و هم به جهت هسته‌ای و نظامی قوی‌تر شده است. به‌جهت هسته‌ای در مرز تولید سلاح هسته‌ای است و منتظر اشاره فقهی رهبرانقلاب. در بعد نظامی نیز جرعه‌ای از توانش را در وعده صادق و انتقام سخت چشانده است. نقش ایران در منطقه نیز ده‌ها برابر تقویت شده است. امروز مقاومت چریکی و گروه‌های کوچک مقاومت، مزدوران نیابتی آمریکایی-صهیونیستی را بی‌آبرو کرده و نقش ایران را بیش از گذشته برجسته ساخته است.

دوم اینکه آمریکا نیز به جهات مختلف در جایگاه گذشته نیست؛ نه اقتصادش یاراست، نه توان هزینه‌های بالای جنگ را دارد، نه بعد از طوفان‌الاقصی متحدان منطقه‌ای دارد، نه بعد از خروج خفت‌بار از عراق و افغانستان و بعد هم ذلت جهانی صهیونیسم، افکار عمومی‌اش با جنگ همراهی می‌کند،‌ نه با این اختلافات جدید، دیگر خبری از همراهان اروپایی‌اش است و خلاصه نه به جهت شرایط سیاسی تمایلی به جنگ مستقیم دارد.

از این مهم‌تر حضور مردم ایران است. مردم ایران در همین راهپیمایی روز قدس نشان دادند ملتی متکی به ایمان‌اند و مبنای محاسبات آنها با چرتکه‌های مادی آغشته به بلوف آمریکایی‌ها زمین تا آسمان متفاوت است. ملت ایران به چشم دیده‌اند که آمریکا با برجام چه کرد و همین روزها چه میزان تعهدش برای حفظ آتش‌بس در غزه اعتبار دارد. مگر می‌شود این تجربه‌های تاریخی را فراموش کرد؟

خلاصه باید به جریان وحشت‌زده متمایل به مذاکره نشان داد که سخن از خودکشی برای فرار از مرگ، نه هوشمندانه است و نه شرافتمندانه و نه عاقلانه و نه کار به گرایش سیاسی و مذهبی افراد دارد. به‌خود‌آییم که غیر از خود، خبری نیست و قدرت اینجاست.

نظر شما
طراحی و تولید: "ایران سامانه"