سناريوي تلخ نوزاد رها شده در شهر
صدای گریههای نوزاد 5 روزه در حرم امام خمینی(ره) سناریوی تلخ یک بچه سر راهی را کلید زد.
4 اردیبهشت ماه سال جاری هوا گرگ و میش بود که صدای گریههای نوزادی از ضلع شمالی حرم شنیده میشد. کودک صدای نفسهای مادرش را میشنید اما نمیدانست چرا به سراغش نمیآید؟ چرا با صدای گریهاش مثل همیشه نگران نمیشود؟ سرمای بهاری رنگ سرخ به گونههای نوزاد پاشیده بود، چشمهای نگران از دور به نوزاد خیره شد و اشکها روی گونههای مادرانه میرقصید. رهگذران با شنیدن صدای گریه خود را به بالای سر نوزاد رساندند، کودکی زیبارو که لباس تمیزی به تن داشت و داخل پتویی نو پیچانده شده بود در گوشهای دیده میشد. همه با دیدن نوزاد جستوجوگرانه به اطراف نگریستند ولی اثری از پدر و مادرش نبود. دقایقی بعد وقتی ماموران حرم در جریان پیدا شدن نوزاد 5 روزه قرار گرفتند که هیچ نامه و یادداشتی نداشت نوزاد را به کلانتری 172 عبدالعظیم انتقال دادند. دخترک که صدای گریههایش پایانی نداشت وقتی در آغوش زنی قرار گرفت، به خواب رفت. نمیدانست سهمش از زندگی چارچوب کوچکی است که چند سانتیمتری از قدش بزرگتر است.ماموران پلیس به تکاپو افتادند تا دخترک را به شیرخوارگاه بسپارند،هیچ کس در این مدت لبخندی بر چهره نوزاد ندید انگار میدانست که مادر تنهایش گذاشته و با پناه بردن به گوشهای در یک خلوت گریه میکند.
هیچکس نمیتوانست بگوید مادر این نوزاد بیرحم بوده است؛ صدها دلیل پیشرو بود که زن جوان را وادار میکرد جگرگوشه شیرینش را رها کند به امید آنکه گرسنه نماند و در جای بهتری بزرگ شود. به هر حال کودک از درون فضای پر مهر خانه به بیرون رانده شد تا خوشبختی را آنگونه که تقدیر برایش میخواهد بهدست بیاورد. در خاموشی تیکتاک ساعت بود که نوزاد دختر به شیرخوارگاه شهرری سپرده شد و در آغوش پرستاران مهربان قرار گرفت و پس از ساعتها سرگردانی و گریه آرام روی تخت خوابید. اگر مادر نوزاد میدانست برچسبی که به دور مچ دخترش در شیرخوارگاه وصل میشود همه هویتش است هرگز جگرگوشهاش را به دست تقدیر نمیسپرد.
بنا به گزارش خبرنگار «وطنامروز»، کسانی که اطلاعاتی از این نوزاد دختر دارند و با دیدن عکس وی و لباسهایی که به تن دارد مادرش را میشناسند میتوانند ماموران کلانتری 172 عبدالعظیم را در جریان قرار دهند تا این نوزاد به آغوش گرم مادر بازگردانده شده و با حمایتهای اطرافیان آینده خوبی داشته باشد.