لبخند های روحانی و دست های خالی اصولگرایان
آفتاب یزد نوشت: مناظره 6 کاندیدای ریاست جمهوری که در واقع صف آرایی 3 اصولگرا در مقابل تفکر اصلاح طلبی بود، فارغ از جدلهای انتخاباتی، تصویری واضح و روشن از بضاعت این جریان سیاسی را به نمایش گذاشت. این جریان سیاسی که در تمام سالهای بعد از انقلاب از قدرت بیرون نبوده است هیچ گاه از قدرت اخراج نشده و حساب کشی از عملکردش هیچ وقت بی هزینه نبوده است. آنها حتی هنگامی که قوه مجریه را به رقیب واگذار کرده اند توانایی بحران سازی برای آن هم داشتهاند .
در تمام این سالها اگر هم مسابقه ای با آنها ممکن شده، نقطه آغاز رقابت برای اصلاح طلبان عقبتر از خط شروع رقابت، تعیین شده و حالا کاندیداهای این جناح سیاسی در مقابل رقیبی با انواع محدودیتها و محصوریتها فرصت داشتند تا از داشتهها و برنامههایشان سخن بگویند. اما آنها چه داشتند؟ ثمره این همه سال موهبت خودی بودن آنها چه بود؟
مهمترین پیام مناظره روز جمعه دستهای خالی جریانی بود که چهار سال است هم توان مانع تراشی برای دولت داشته و هم نقش اپوزیسیون بیرون از قدرت را بازی کرده؛ هم برای مخالفت بودجه دارد و هم اینکه میتواند امروز بابت حل نشدن مشکلاتی که خودش ایجاد کرده از روحانی حسابکشی کند. هیچ کدام از اصولگرایان حاضر، پاسخی به سوالهای طراحی شده نداشتند، منتقد برجام بودند اما چیزی از مسائل هستهای نمیدانستند؛ برنامهشان برای پیشرفت علمی کشور، حمله به دختر وزیر آموزش و پرورش بود و تنها تکیه گاهشان دادن یارانه.
هر سه کاندیدای اصولگرا تلاش کردند تا چهره احمدی نژاد را بازسازی کنند و سبد آرای او را متوجه خود سازند اما هر سه روی همرفته کپی کمرنگی از او هم نشدند.
استراتژی حمله به دولت و ناکارآمد نشان دادن آن مانند مهماتی نم کشیده، چند دقیقه بعد از شروع مناظره بی اثر شد و آنها مجبور شدند در انتقاد از روحانی در جایی بایستند که با سابقه و خاستگاه آنها سخت بیگانه بود. میرسلیم دولت را به تحمل نکردن مخالفین متهم کرد و گفت باید پاسخگوی عملکرد خود باشد، غافل از اینکه در همان زمان تیتر سخت او زمانی که وزیر فرهنگ و ارشاد بوده و منتقدین را شایسته بهره مندی از آزادی نمیدانسته در فضای مجازی دست به دست میشد. رییسی هم با تاکید بر همان موضع، دولت را به بستن دهان منتقدان متهم کرد، بی آنکه به یاد داشته باشد همین چند سال پیش از جناح سیاسی متبوع او معترضین با الفاظ خاص نامیده شدند و رییس جمهور محبوب او روشنفکران را نیز با الفاظ خاصی خطاب کرد.
برنامه سیاسی آنها تاکید مدام بر وضعیت اقتصادی، بیکاری و محرومیت افراد و اشک گرفتن از بینندگان مناظره بود. اما یک سوال مهم تا پایان مناظره بی پاسخ ماند و آن اینکه آیا شما ، طرز فکر و عملکردتان بخشی از مشکلات این کشور هست یا راه حلی برای برون رفت از آن؟ همراهی شما با دولتی که خزانه را خالی کرد زیر سوال است یا گفتن جمله خزانه خالی است توسط روحانی؟
تجاهل سیاسی و شانه خالی کردن از مسئولیت حمایت از احمدی نژاد نکته مهمی بود که تمام انتقادهای آنها بر دولت میراثدار آن خرابی را بی اثر کرد.
در طرف مقابل روحانی و جهانگیری باید پاسخگوی میراثی میشدند که کشور را به رکود هول داده بود و اتفاقا از همین افراد به او رسیده بود. آنها سهم خود را در ایجاد این شرایط برعهده نگرفتند اما لبخندهای معنا دار روحانی بهترین و گویاترین پاسخ به سوالات آنها بود. روز جمعه مردم در مقابل روحانی، مردی در قامت رئیس جمهوری ندیدند و حرف حسابی نشنیدند و همچنان میتوان مطمئن بود که به قول مرحوم هاشمی رفسنجانی در مواقع بحرانی معدل خرد جمعی درستترین راه را انتخاب میکند. دولت را نمیتوان از روحانی گرفت و به کسانی رای داد که هیچ معلوم نیست در جزوه کار و کرامتشان چه نوشته اند.