ماجرای مادربزرگ شدن معتمدآریا
خبرگزاری فارس: نشست رسانهای فیلم سینمایی «روزی روزگاری آبادان» با حضور عوامل آن، امشب در برج میلاد تهران برگزار شد.علی اوجی تهیهکننده فیلم گفت: چند روزی است که گریه امانمان را بریده. او سپس تقاضا کرد حاضران در سالن یک دقیقه به احترام علی انصاریان سکوت کنند.
اوجی ادامه داد: شایعه شده بود که من کرونا دارم. ما مشغول فیلمبرداری فیلم آقای کیمیایی هستیم و به شدت از رعایت دستورات بهداشتی مراقبت میکنیم و من میگویم کرونا ندارم و این شایعه را تکذیب میکنم.وی گفت: تقاضا میکنم مدیریت و فکر عاجلی برای تهیه واکسن صورت گیرد تا دیگر داغ نبینیم.تهیهکننده «روزی روزگاری آبادان» افزود: فیلمنامه حدود یک سال و اندی قبل ارائه شد، آقای آذرنگ چون بازیگر نداشت میخواست فیلم را خودش بازی کند و چون من نپذیرفتم، میانه ما شکرآب شد. تا اینکه دوباره از سوی آقای اسکندری و آذرنگ دعوت شدم و تصمیم به تولید آن گرفتیم. ما به دلیل شیوع ویروس کرونا، آبادان را در تهران ساختیم و فیلم را در تهران فیلمبرداری کردیم. محسن تنابنده از پروژه آقای فرهادی به فیلم آمده بود و چون تست کرونای او مثبت شد، از ۷۰ نفر عوامل فیلم تست گرفتیم و پس از بهبود او، دوباره فیلمبرداری را آغاز کردیم.حمیدرضا آذرنگ نویسنده و کارگردان فیلم هم در این نشست گفت: ترجیح میدهم به خود فیلم رجعت کنیم و خودم را به اثر منگنه نکنم. این اتفاق یک زمانی در آبادان اتفاق افتاد و یک موشک به اشتباه روز اول جنگ آمریکا و عراق (۲۹ اسفند ۸۱) البته در انبار نفت اصابت کرد و خوشبختانه تلفات نداد. امروزه خطاهای انسانی بیش از ظرفیت انسانیت رخ میدهد و ما چقدر آدم را بهخاطر کیاست و سیاست و... از دست میدهیم. من فقط خیالپردازی کردم که اگر چنین اتفاقی رخ میداد، آن را چگونه میدیدیم.وی درباره شباهت این فیلم با نمایشی که ۱۵ سال قبل ساخته است، گفت: عمر یک نمایش به کمتر از یک ماه رسیده و نهایت تماشاچی آن شاید حدود ۴ هزار نفر باشد. قصه جنگ کهنه نیست و همیشه در همه جای جهان به خاطر زیادهخواهی انسان وجود دارد، بنابراین تصمیم گرفتم آن را بسازم.آذرنگ گفت: من در تئاتر کارگردانی زیاد کردهام اما میدانستم کار سینما سخت است اما حقیقتا نمیدانستم کارگردانی تا این اندازه سخت است. الان تنم میلرزد که بخواهم درباره کار بعدی صحبت کنم و جسارت آن را ندارم. امیدوارم لیاقت ادامه این مسیر را داشته باشم.وی افزود: دنیا بیرحمانه به سمتی میرود که پدیدههای شوم مانند کرونا انسانیت را بیش از انسان بودن به یاد میآورد.کارگردان «روی روزگاری آبادان» درباره ضدجنگ بودن فیلمش گفت: موشک روزی روزگاری آبادان خیلی شریفتر از خیلی سیاستمداران امروز است که برای انسانها دل نمیسوزانند.* وقتی طراح صحنه جایگزین مورگان. فریمن شد!فاطمه معتمدآریا هم به درگذشت علی انصاریان و مهرداد میناوند اشاره کرد و گفت: اگر انصاریان زنده بود و من نبودم، شاید مردم اینقدر غمگین نمیشدند.وی افزود: سابقه تئاتری با آقای آذرنگ و همبازی بودن در «آباجان» موجب شد فیلمنامه روزی روزگاری آبادان را با علاقه بیشتری بخوانم. فکر کنم. فراز و نشیبهای یک سال و نیم اخیر که برای فیلم رخ داد، بیشترین فشار را به من آورد. این فیلم یک نگاه خانوادگی دارد و من بیشترین جاذبه برایم همین موضوع بود، نه کسب جایزه.آذرنگ هم گفت: بازیگری دشواریهای بسیاری دارد که برای توده مردم کمتر قابل لمس است و از خانم معتمدآریا متشکرم که یکی از زیباترین لحظات زندگیاش یعنی تولد نوهاش را بهخاطر این فیلم نادیده گرفت.معتمدآریا گفت: آینده شکل مبهمی دارد و تحولات تکنولوژیک آن را پیچیده کرده است. به جای فکرکردن به آینده، یاد بگیریم در لحظه همدیگر را دوست بداریم.سپیده عبدالوهاب تدوینگر «روزی روزگاری آبادان» گفت: بدون اغراق میگویم شانس داشتم که با آقای آذرنگ کار کردم و یکی از بهترین تجربههای کاریام بود. کارگردانی که نظرات را پذیرا بود و انعطاف داشت.حسام ناصری آهنگساز فیلم، گفت که با آقای آذرنگ تبادل نظر بسیاری داشتیم. من موسیقی تئاتر زیاد کار کرده بودم اما چون فضای فیلم دوگانه است، باید در نیمه دوم اتفاقات حساسی در موسیقی داشتیم.سهیل دانش اشراقی طراح صحنه و لباس که صدای موشک در فیلم متعلق به اوست، درباره «روزی روزگاری آبادان» گفت: یک سال و نیم درگیر پروژه بودیو قرار بود بخش داخلی فیلم دکور باشد. کرونا موجب شد بخش خارجی فیلم (کوچه و بازار) را هم دکور بزنیم. خانه با مواد واقعی ساخته شده، اما برخی سازهها قابل جابجا کردن بود.اوجی به مزاح گفت: میخواستیم صدای موشک را مورگان فریمن بگوید، او را پیدا نکردیم، سهیل دانش اشراقی گفت.الهام شفیعی بازیگر فیلم گفت: من تجربه تئاتر دارم اما این نخستین فیلم سینمایی من بود.هیراد آذرنگ هم گفت: بهترین شانس من، پسر حمیدرضا آذرنگ بودن است و تشکر میکنم که پدرم نقش نصیر را به من پیشنهاد داد. من در هنرستان سینما خواندم و از ۱۵ سالگی در خوزستان تئاتر کار کردهام.آذرنگ گفت: من در طول فیلم، بدترین پدر دنیا بودم. تا یاد بگیرد بازیگری لرز دارد و بیرحم است و اگر با بنیه جلو نرود، به دیوار میخورد. همینجا از هیراد عذرخواهی میکنم.