اقتصاد ایران در نوبت جراحی اساسی
سيد حجت مهدوي در روزنامه شرق نوشت: از نظر پاتولوژیک سالهاست که
اقتصاد ایران با همه موجودیت و مواهب طبیعی زبانزد خود، به علل آشکار و
پنهان، فرتوت و زمینگیر شده است و این کما و فروبستگی مزمن، خود حدیثی است
بر سر هر بازاری.
با هیچ محمل و منطقی نمیتوان
انکار و کتمان کرد که با چنین اقتصاد پریشانی نمیتوان امید چندانی به
آینده بهتر بست. دولتمردان اعتدال درصدد بهسامانکردن اقتصاد میهن بوده و
میدانند چنین شرایطی را نمیتوان همچنان در پرانتز گذاشت و نادیده انگاشت.
پس لاجرم باید هرچه سریعتر و فوریتر برای برونرفت از شرایط شکننده
فعلی، اقتصاد مریض و رنجور حاضر را به اتاق جراحی – آنهم با همه امکانات و
تسهیلات لازم - برد و به دست جراحان ماهر، دلسوز و امین سپرد تا شاید از
پس این عجله، عجالتا علاجی حاصل آید. ظاهرا حاجت به تقریر و بیان همه
اینها نیست که کوچکترین اشتباه و مسامحه در عملیات جراحی و التیام
جراحتها، بیمار را با تهدیدات و مخاطرات مهلکتری مواجه و آنچنان را
آنچنانتر خواهد کرد؛ بنابراین باید در پرتو سنجش، ارزیابی دقیق و با
بهکارگیری همه محاسبات بایسته و ترازمند وارد این پروسه و پروژه حساس ملی
شد. برای اینکه مقاومتی شکل بگیرد و اقتصاد ملی ایران از مشکلات و
بحرانهای کمرشکن کنونی رها شود و وجهه و وضع آبرومندانه و قابل دفاعی را
در داخل و خارج از مرزها رقم و قلم زند، قبل از هرچیز به جد، جهد و
همگرایی ملی حاجت است.
نمیتوان و نباید افق همه
وظایف و توقعات را تنها منوط و معطوف به دولت کرد و سایر قوا و نهادها را
از این حزم و عزم ملی مستثنا و معاف کرده یا با گشودن فرصت و رخصتهای مبهم
و غیرشفاف، آنها را سایهنشین و متعاقبا اپوزیسیون سیاستها و
استراتژیهای دولت در بهبود وضعیت آشفته بازار اقتصاد کرد. بیتردید با
سیاست یک بام و دو هوا نمیتوان امورات و شئونات اقتصادی و معیشتی کشور را
تدبیر و تمشیت کرد. باید تفطن داشت قضیه شوخیبردار نیست! هر اقدام و تحرک
اساسی در ارتباط با نجات اقتصاد ملی، نیازمند تمهیدات و مقدمات بنیادین همه
نیروهای دلسوز و کنشگر جامعه است.با وضع قوانین پیشرفته و راهگشا، نباید
هیچ منبعي در پرده اسرار و خفا بماند! نباید و نمیتوان از توجهکردن به
انباشتها، دستاوردها و تجربههای سودمند کشورهای پیشرفته و توسعهیافته
غفلت کرد و مجدد همهچیز را به ورطه سعی و خطا کشاند! کشور دیگر تحمل
کارشکنیها و مسئولیتگریزیهای این یا آن را ندارد! باید از رانت نفت دست
برداشت و به اخذ مالیات و سایر کالاها و منابع معلوم و مجهول درآمدزا
اندیشید. باید مفرهای فرار از بهرهبرداریهای بیحسابوکتاب و
غیرمسئولانه از مزایای کشور را مسدود و مواضع و موازین عدالت اجتماعی را
تأسیس و تحکیم کرد.
در همه جای دنیا توسعه اقتصادی از فنون،
فرمول و فحواهای خاص و پیچیده پذیرفتهشده خود پیروی میکند که ازجمله آن
بهرسمیتشناختن توسعه حقوق شهروندی و مراعات پرنسیبهای دموکراسی است که
خوشبختانه دولت روحانی در حال برداشتن گامهای نخست در این زمینه است.
دموکراسی سیاسی در تعامل و ترابط همهجانبه با دموکراسی اقتصادی است که
میتواند منجر به افزایش نرخ رشد و تأمین معیشت برای همه آحاد و صنوف شود.
ما نیازمند بازنگری در قواعد و قوانین بازی در حوزه سیاست و در حوزه فرهنگ و
سیاست هستیم. باید کلافهای سردرگم را گشود. پرواضح است که سرمایهگذار
باید وثوق و امنیت لازم را برای بازگشت سود مکفی خود داشته باشد تا برای
تولید و اشتغال در این سرزمین انگيزه داشته باشد. به تعبیر مولانا،
زانکه هر کاسبی اندر دکان
بهر خود کوشد نه اصلاح جهان!
دولت
باید به تأسی از راهبردهای کلاسیک اقتصاد و بهکارگیری بهاصطلاح دستهای
نامرئی خود، شرایط بهنجار جلب اعتماد سرمایهگذار را فراهم کرده و این مهم
نیز البته در ایرانزمین از مؤلفههای ریز و درشت تعریفشده خود متابعت
میکند.
متأسفانه چنین نگاه و دیدگاه
رفیع و لطیفی در کشور ما نهتنها هنوز مراعات نمیشود، بلکه بارها با شدت و
حدت هرچه تمامتر، با کارشکنیهای مختلف نیز مواجه میشود که ذکر جوانب آن
یکی داستان است پر از آب چشم!
در این
جراحی پرمخاطره که لزوما با نوعی تغییر خوانش و گفتمان همراه است، بیش از
پیش باید با اتخاذ سیاست و تدابیر مناسب و متوازن اقتصادی متوجه کثیری از
مردم آسیبپذیر این جامعه بود که همیشه فاقد حداقلهای درآمد بوده و هستند؛
اما همواره در معرض خطر و ریسکهای مختلف اجتماعیاند؛ درحالیکه به تعبیر
امام علی(ع) «لنگرگاه و یاور بیمنت حیات جامعه همین متوسطان جامعه
هستند».
شیوههای متداول اقتصادی در سرشت
خود پدیدهای ابدی و ازلی نیستند که هرگز تغییر نپذیرند؛ بهویژه آنگاه
که به دلایلی این شیوهها ناکارآمد میشوند. برای عقلانیکردن مبانی اقتصاد
و علاج آسیبهای جاری، دولت روحانی باید با شناخت و آگاهی دقیقتر و عمیق،
همه خلل و فرج کشور و استخراج چشماندازی علمی و تعریف عملیاتی، بازههای
مناسب برای دستیابی به اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت بهتدریج از
فربهی خود بکاهد و با تقویت خرد اقتصادی و تحکیم نهاد بخش خصوصی سرنوشت
مالی کشور را در مدار و معیار خردمندانه خود قرار دهد. در این برهه از
زمان، شرایط اقتصادی کشور بهگونهای است که برای خروج از احتضار و اضمحلال
اقتصاد ملی، به تصمیمات جدید و بزرگ دولت اعتدال نیاز است. دولت اکنون در
ميان انتظارات و مطالبات انباشتهشده مردم است که قسمت مهم آن برآمده از
دولت مهرورز! گذشته بوده؛ مانند ناتمامبودن بالغ بر شش هزار پروژه
نیمهتمام، وضعیت ناخوشایند بوروکراسی و بعضا فساد جاری در ادارات، مسئله
بیکاری روزافزون، اشتغال، مشکل حقوق بازنشستگان، سیطره رکود تورم،
دستاندازی سیستماتیک بر منابع بیتالمال و مزید بر علت، تحرکات ایذایی
دونالد ترامپ در جلوگیری از تحقق تعهدات بینالمللی برجام و این پدیدهها
در نوع خود چیزی نیست که بتوان آن را در محاق گذاشت. تحقیقا حل چنین روند
معیوبی نیازمند فهم مشترک برای پیوند مشترک است.
دیگر
از کارهای کوچک و پوپولیستی فریبنده، گشایشی شکل نمیگیرد. باید به اتخاذ
تصمیمها و راهبردهای کلانی روی آورد که لاجرم بدون پرداخت هزینههای سخت
نیست؛ بههرحال فضل و اقبال رایگان نیست.
هرچند
دولت تدبیر تفطن دارد؛ اما این انتظار نیز متوجه اوست که نحوه
تصمیمگیریها نباید اقشار ضعیف جامعه را دچار مشکل کرده و آنان را مضطرب و
مستأصل کند. دولت مردمی روحانی موظف است خردمندانه و مشفقانه در خدمت مردم
باشد؛ همانهایی که دولت مستقر مانند دیگر دولتها، مشروعیت خود را از
آرای آنها گرفته است. دولت باید جلوی گسترش نازکی کار و کلفتی پول را بگیرد
و یک بار برای همیشه به پدیده نامیمون حضور آقازادهها در تصرف اقتصاد
سیاسی خاتمه دهد. خوشبختانه دولت روحانی در تدوین و ابلاغ بودجه سال ۹۷ با
تعریف سازوکارهای اجرائی تضمینشده سلسله شفافسازیهایی را در راستای
ممانعت از دستاندازیهای فراگیر و تحقق انضباط مالی انجام داده است؛ چیزی
که در سالهای پیش بههیچوجه رول و منوال مسلط بودجهنویس نبوده است و
شیشهایکردن پشت دیوار سیاست، اقدامی درخور تحسین است. هرچند این بودجه در
نهایت به جرحوتعدیلهایی احتیاج دارد؛ اما در حد خود، گامی استوار و
بهینه برای جراحی اقتصاد بیمار ایران است تا از این رهگذر، فرجی بعد از شدت
حاصل آید.