تفسیری از بیانیه ترامپ در مورد تداوم برجام
خبرآنلاین: دکتر رضا نصری حقوقدان بین الملل و عضو مطالعات ژنو، بیانیه
ترامپ علیه برجام را تفسیر و یاداشت ذیل را برای خبرآنلاین نگاشته است.
دولت
ترامپ همزامان با علام تمدید تعلیق تحریمها بیانیهای منتشر کرد که در آن
تداوم برجام را مشروط به تصویب قانون جدیدی دانست که در آن چهار شرط رعایت
شده باشد:
اول اینکه قانون جدید کنگره باید از ایران بخواهد تا
تقاضای بازرسان بینالمللی برای بازرسی از همه امکان مورد درخواست را قبول
نماید؛ دوم اینکه این قانون باید «اطمینان حاصل کند» که ایران هرگز حتی
نزدیک به «تملک بمب اتم» نخواهد شد؛ سوم اینکه این قانون «محدودیتهای
زمانی» را که در برجام وجود دارد دائمی کند؛ و چهارم اینکه در این قانون
باید - برای اولین بار طبق قوانین آمریکا - تصریح شود که موشکهای دوربُرد و
برنامهٔ هستهای ایران «غیر قابل تفکیک» تلقی خواهد شد؛ و اینکه توسعه و
آزمایشهای موشکی ایران مشمول تحریم میشود.
اما جملهبندی و لحن هریک از این شروط حاوی نکات قابل توجهی است که ذکر آنها ضروری به نظر میرسد:
۱)
شرط اول بیانیه (همکاری با بازرسان آژانس) در برجام هم آمده و حرف جدیدی
نیست. این شرط - با لحن و زبانی که نوشته شده - به نظر فقط تاکیدی است بر
آنچه برجام از هماکنون مقرر داشته است. در نتیجه، اگر در قانون مورد نظر
ترامپ نیز قید شود، به نظر تاثیر قابل ملاحظهای بر اجرای برجام نخواهد
داشت.
۲) شرط دوم بیانیه (عدم تملک بمب اتم در هیچ زمان) نیر با
پذیرش «ان.پی.تی» و «پروتکل الحاقی» مورد پذیرش ایران بوده است. بیانیهٔ
مذکور نیز مشخص نمیکند دولت ترامپ انتظار دارد کنگره چه تمهیدات جدیدی -
فرای تعهدات کنونی ایران و سازوکارهای دائمی پروتکل الحاقی - برای
«اطمینان حاصل کردن» از عدم تملک بمب توسط ایران طراحی کند. اما به نظر
میرسد این شرط تعمداً با یک زبان مبهم و موسع نوشته شده تا به کنگره
اجازده داده شود با تصویب چند مفاد «صوری» و «نمایشی» در عمل برای «ادامهٔ
برجام ضمن حفظ آبروی رئيسجمهور» آنطور که میداند «ظاهرسازی» کند.
۳)شرط
سوم (دائمی کردن محدودیتهای زمانی) نیز با زبانی گُنگ و مبهم بیان شده
است. در واقع، بیانه مشخص نمیکند دولت ترامپ انتظار دارد کدام محدودیتها
دائمی شود. اگر منظور «اِعمال نظارت دائمی» است، ایران - مانند ۱۴۸ کشور
دیگر - «نظارت دائمی» را با اجرا و پذیرش «پروتکل الحاقی» از هماکنون
قبول کرده است. اگر منظور ابقاء سایر محدودیتهاست، پرسش ایجاست که چرا در
بیانیه به صراحت به آنها اشاره نشده است؟ به عنوان مثال، چرا در بیانیه
مشخصاً ذکر نشده که دولت ترامپ خواستار اِعمال محدودیت دائمی بر تعداد
سانتریفوژها یا ذخایر اورانیوم غنیشده است؟ در واقع، به نظر میرسد در
اینجا نیز بیانیهٔ ترامپ به نحوی موسع و قابل تفسیر نوشته شده که به کنگره
اجازه دهد با تاکید صوری بر «دائمی شدنِ نظارتها» در عمل در این مورد هم
برای ترامپ «ظاهرسازی» کند.
۴) شرط چهارم (متصل دانستنِ موشکهای
دروبُرد و برنامهٔ هستهای ایران) نیز به نحوی تدوین شده که به کنگره اجازه
دهد بدون نقض برجام دست به اقدامات نمایشی بزند:
اولاً در این بند
گفته شده «برای اولین بار» و «طبق قوانین آمریکا» برنامهٔ موشکی و هستهای
ایران باید تفکیکناپذیر تلقی شود. تاکید بیانیه بر عبارات «برای اولین
بار» و «طبق قوانین داخلی آمریکا» جای سئوال دارد چرا که طبق قوانینِ
داخلیِ فعلیِ آمریکا این پیوند از هماکنون نیز برقرار است! در نتیجه، به
نظر میرسد با تاکید و اصرار بی مورد بر این عبارات، بیش از اینکه دولت
ترامپ قصد داشته باشد تغییرات حقوقی قابل ملاحظه و تاثیرگذاری در قانون
جدید کنگره در این حوزه تصویب شود، او میخواهد اعلام کند که از این پس
«سیاست جدیدی» در این باره حکمفرما شده است! سیاستی که البته هنوز معلوم
نیست برای مقابله با برنامه موشکی ایران چه اقداماتی - اعم از حقوقی یا
غیره - در نظر دارد.
به عبارت دیگر، به نظر میرسد او در بیانیه خود
صرفاً «اعلام سیاست» کرده است و بجای اینکه مشخصاً تصریح کند چه اقدامات
را علیه برنامه موشکی ایران مد نظر دارد، تمهیدات حقوقی متعاقب را باز
(Open ended) و به آینده موکول کرده است.
دوم اینکه تنها اشارهای
که در بیانیه به تاثیرِ «غیرقابل تفکیک دانستنموشکهای دروبُرد و برنامهٔ
هستهای ایران» بیان شده این است که - احیاناً پس از برقراری این پیوند -
«تحریمهای شدیدی» علیه فعالیتهای موشکی ایران اِعمال خواهد شد. اما باز
در اینجا ذکر نشده که آن «تحریمهای شدید» عبارت از تحریمهای هستهای
(Snap back) خواهد بود یا اینکه منظور تحریمهای یکجانبهٔ آمریکاست؟ البته
آنچه میتوان از عبارت «طبق قوانین داخلی آمریکا» برداشت کرد، این است که
او «تحریمهای داخلی» آمریکا را مد نظر دارد که تاثیر چندانی بر تداوم
برجام نداشته باشد.
سوم اینکه در بیانیهٔ ترامپ مشخصاً به «موشکهای
دروبُرد» اشاره شده است. حال اینکه در قطعنامهٔ ۲۲۳۱ شورای امنیت
«موشکهای بالیستیکی که به منظور حمل کلاهک هستهای طراحی شده باشند» مورد
خطاب قرار گرفتهاند. در واقع، در بیانیهٔ ترامپ واژهٔ «موشک» هشت بار و
واژهٔ «بالیستیک» تنها یک بار بکار رفته و آن هم در مقدمهٔ بیانیه که در آن
به ضعف و سهلانگاریهای دولت اوباما اشاره شده است.
حال پرسش
اینجاست که علتِ بکارگیری عبارتِ دقیق «موشکهای دوربُرد» به جای موشک
بالیستک یا «موشکهای حامل کلاهک» به چه منظور بوده است؟ آیا ترامپ قصد
دارد صرفاً تمرکز را بر موشکهای «قارهپیما» (ICBM) قرار دهد و از این رو
راه را برای تداوم آبرومندانهٔ برجام (با خلاص شدن از مزاحمت بحث موشکهای
بالیستک) هموار کند؛ یا اینکه اصولاً باید فرض را بر این قرار داد که
بیانیهٔ او با دقت «حقوقی» تدوین نشده و نباید به آن وزن و اهمیتی فراتر از
آنچه دارد نسبت داد؟
در واقع، ترکیب این بیانیهٔ موسع و قابل
تفسیر با اظهارات متعاقب برخی سناتورهای برجستهٔ آمریکا (که آمادگی خود را
برای مذاکره برای تدوین قانونی که «ناقض برجام نباشد» اعلام کردهاند) موید
این تفسیر است که نه دولت ترامپ و نه کنگره قصد دارد اقدامی در جهت خروج
یکجانبه از برجام انجام پذیرد. آنچه از دینامیسم حاکم میان دولت و قوهٔ
مقننه آمریکا برمیآید نوعی همکاری پنهانی است که در انتهای آن «ماندن در
برجام ضمن حفظ آبروی رئيسجمهور» حاصل خواهد شد. به عبارت دیگر، آنچه مد
نظر هیات حاکمه این کشور است، تداوم فشارهای روانی و فضاسازی است تا ایران
بدست خود از این توافقنامه - که مزایای راهبردی فراوانی برای آن داشته است
- خارج شود.