| |
در طول جنگ هشتساله عراق علیه ایران، بخش قابلتوجهی از توان نظامی رژیم صدام حسین نه از داخل عراق، بلکه با حمایت مستقیم و غیرمستقیم کشورهای اروپایی تأمین شد. این حمایتها شامل فروش سلاحهای پیشرفته، انتقال فناوری نظامی، کمکهای اطلاعاتی و بهویژه پشتیبانی در حوزه تسلیحات شیمیایی بود؛ کمکهایی که نتیجه آن کشته و مجروح شدن دهها هزار نظامی و غیرنظامی ایرانی بود.
به گزارش ایسنا، «کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد که وزرای خارجه اتحادیه اروپا با قرار دادن نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در لیست گروههای تروریستی موافقت کردهاند.
این اقدام بر خلاف رویههای حقوقی در اتحادیه اروپا و صرفا به بهانههای سیاسی انجام شده است و طبق مقررات اتحادیه اروپا، این بلوک نمیتواند یک سازمان را بدون حکم دادگاه یک کشور عضو به عنوان نهاد تروریستی معرفی کند. این تصمیم اتحادیه اروپا در حالی گرفته شده که وزیران خارجه اروپا خشونتها و حملات ضد انسانی وابستگان موساد علیه نیروهای امنیتی و مردم عادی در جریان اعتراضاتِ به رسمیت شناخته شده توسط دولت را نادیده گرفتهاند.
از سوی دیگر، بررسی رفتارهای گذشته این کشورها نشان میدهد هدف آنها از اعمال چنین تحریمها و محدویتهایی،ارتباطی به دفاع از حقوق انسانها ندارد چون در گذشته، به دلیل زیادهخواهی و سیاستهای یک طرفه و متناقض آنها، انسانهای زیادی به بدترین شکل ممکن جان خودشان را از دست دادهاند. به عنوان مثال، یکی از تاریکترین ابعاد این سیاستها و همکاریها بر علیه مردم ایران، نقش شرکتهای آلمانی در تأمین مواد و تجهیزات لازم برای تولید سلاحهای شیمیایی عراق بود. شرکتهایی از آلمان غربی در ساخت کارخانههای تولید گاز خردل و عوامل اعصاب در عراق نقش داشتند. این سلاحها بارها علیه رزمندگان و حتی مردم عادی ایران، بهویژه در مناطق مرزی، استفاده شد. فاجعههای انسانی ناشی از بمباران شیمیایی، هنوز هم در قالب جانبازان شیمیایی و قربانیان غیرنظامی، در ایران قابل مشاهده است.
پس از پایان جنگ تحمیلی، فشار افکار عمومی و اسناد بینالمللی باعث شد چند مدیر شرکت آلمانی در دهه ۱۹۹۰ محاکمه و محکوم شوند. دولت آلمان همواره مدعی «بیاطلاعی از کاربرد نظامی» این صادرات بود، اما اسناد بعدی این ادعا را بهشدت زیر سؤال برد و با وجود محکومیتها، هیچگاه غرامتی به قربانیان ایرانی سلاحهای شیمیایی پرداخت نشد.
فرانسه و فروش هواپیماهای جنگنده
فرانسه نیز از مهمترین حامیان نظامی عراق در جنگ تحمیلی بود. این کشور با فروش هواپیماهای جنگنده پیشرفته «میراژ F۱»، نقش تعیینکنندهای در تقویت نیروی هوایی رژ بعثی عراق ایفا کرد.
هواپیماهای میراژ فرانسوی، بهویژه در حملات هوایی به شهرها، زیرساختهای غیرنظامی و حتی نفتکشها در خلیج فارس مورد استفاده قرار گرفتند. بسیاری از این حملات منجر به کشته شدن غیرنظامیان، از جمله زنان و کودکان ایرانی شد. فرانسه همچنین موشکهای هوا به سطح مانند «اگزوسه» را در اختیار رژیم بعث عراق قرار داد که در تشدید جنگ نفتکشها نقش مهمی داشت.
سایر کشورهای اروپایی
کشورهایی چون انگلستان، ایتالیا، هلند و بلژیک نیز به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در فروش تسلیحات، قطعات نظامی، فناوری دوگانه (نظامی – صنعتی) و حتی آموزش نیروهای عراقی مشارکت داشتند. این همکاریها اگرچه گاه با عناوین «تجاری» یا «غیرنظامی» توجیه میشد، اما عملاً در خدمت ماشین جنگی صدام قرار گرفت.
نتیجه این حمایتهای گسترده اروپایی، افزایش قدرت تخریبی ارتش رژیم بعثی عراق و طولانیتر شدن جنگ بود. هزاران ایرانی با بمبها، موشکها، هواپیماها و سلاحهایی که منشأ اروپایی داشتند جان خود را از دست دادند یا برای همیشه دچار آسیبهای جسمی و روحی شدند. با این حال، در طول جنگ، واکنش جدی و مؤثری از سوی دولتهای اروپایی یا نهادهای بینالمللی نسبت به این جنایات مشاهده نشد.
در حالی که بسیاری از کشورهای اروپایی خود را مدافع حقوق بشر معرفی میکردند و امروزه مدعی دفاع از حقوق بشر هستند، در عمل با حمایت نظامی از رژیم صدام، در یکی از خونبارترین جنگهای قرن بیستم نقش مؤثر داشتند. این تناقض تاریخی، هنوز هم یکی از نقاط حساس و دردناک در حافظه جمعی مردم ایران است.